Phone:  818.522.1525

Email: info@iranforchrist.com

P.O.Box: 371043 Reseda

             CA,91337-1043, USA

صفحه اصلی ا  ماهنامه ا ارتباط

 

 

 

 

مهدی دیباج در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۱۳ برابر با ۵ آگوست سال ۱۹۳۴ در شهر اصفهان به‌دنیا آمد. ایشان از کودکی علاقۀ عجیبی به شناخت خدا داشت. در سن ۳سالگی خوابی از عیسی مسیح دید و بدین ترتیب اشتیاق شدیدی به شناخت مسیح در دلش پدید ‌آمد. در ۱۴ سالگی، روزی برای عیادت از یکی از بستگان خود به بیمارستان مسیحی اصفهان ‌رفت و در آنجا یکی از کارکنان جزوه‌ای از کتاب‌مقدس به او هدیه داد. پدرم این جزوه را به‌دقت مطالعه کرد و سرانجام پس از تحقیق و بررسی فراوان در سال ۱۹۴۷ در کلیسای اسقفی حضرت لوقای اصفهان رسماً از گناهان خود توبه نموده، عیسی مسیح را به‌عنوان نجات‌دهندۀ خود ‌پذیرفت. اما وقتی جدی بودن ایمان او بر خانواده‌اش روشن شد، او را از خانه اخراج کردند. بنابراین پدرم به تهران رفت و در منزل یکی از مسیحیان آنجا پناه گرفت.

   پس از چندی در یک کتابفروشی مسیحی مشغول کار شد و با شور و اشتیاق فراوان به‌پخش کلام خدا و صید جان‌ها پرداخت. مدتی بعد به پیشنهاد رهبران وقت کلیسای انجیلی، جهت فراگیری الهیات مسیحی عازم بیروت شد و سپس برای گذراندن دوره‌های تکمیلی به کشورهای هندوستان و سوئیس سفر کرد. ایشان به‌مدت دو سال نیز در افغانستان خدمت کرد و در این مدت علاوه بر ترجمۀ انجیل مرقس تحت عنوان "خوش‌خبری برای همه"، برنامه‌های رادیویی مسیحی نیز تهیه می‌کرد که تا سال‌ها با صدای خود ایشان از طریق "رادیو ندای مسیح" پخش می‌شد.

   پس از بازگشت به ایران، در سن ۳۷ سالگی ازدواج کرد و خداوند به ایشان ۴ فرزند بخشید. از آنجا که به زبان انگلیسی تسلط کافی داشت، به‌عنوان استاد زبان انگلیسی در دانشکدۀ فنی بابل در استان مازندران مشغول تدریس شد، اما کمی بعد از این مقام استعفا داد تا به‌طور تمام‌وقت در ترجمۀ تفسیری کتاب‌مقدس همکاری داشته باشد. او در این مدت کتب روحانی مفیدی نیز به‌زبان فارسی ترجمه کرد، که کتاب‌مقدس مصوّر برای کودکان از جمله آن‌ها است.

    از آنجا که پیشرفت در امور روحانی همیشه با افزایش حملات شیطان همراه است، بزودی آزمایشات آغاز شد و در سال ۱۹۸۵ به اتهامات مختلف روانۀ زندان گردید. ایشان به ‌تدریج از تمام اتهامات تبرئه شد، اما بخاطر پافشاری در ایمان مسیحی خود و عدم انکار مسیح، در سال ۱۹۹۳ برای محاکمه به دادگاه ساری احظار شد. ایشان در جلسه دادگاه دفاعیه معروف خود را ارائه داد که در روزنامه تایمز لندن نیز به چاپ رسید و باعث برکت بسیاری از مسیحیان جهان شد. اما دادگاه او را مجرم شناخته شد و به اتهام ارتداد به مرگ محکوم نمود. در واکنش به این حکم اعدام، اسقف هایک هوسپیان که در آن زمان رهبری کلیساهای جماعت ربانی ایران را برعهده داشت، محافل جهانی را از این امر باخبر ساخت و مدت کوتاهی بعد، مقامات حکومت تحت فشارهای بین‌المللی پدرم را بدون هیچ توضیحی آزاد کردند. بدین ترتیب ایشان در ژانویه سال ۱۹۹۴، پس از ۹ سال و ۲۷ روز اسارت از زندان آزاد شدند.

   در مدت ۵ ماه و ۹ روزی که ایشان با ما بودند، از طریق درمیان گذاشتن تجربیات روحانی دوران زندان و نیز ضبط شهادت زندگیشان بر نوار کاست، باعث برکت بسیاری شدند. یکی از اهداف‌ ایشان این بود به کشورهای همسایه نظیر پاکستان و مخصوصاً افغانستان سفر کنند و خداوند را در آنجا خدمت نمایند. به همین دلیل نیز مدت کوتاهی قبل از شهادت‌شان ویزای کشور افغانستان را گرفتند و برای رفتن به آنجا آماده می‌‌شدند.

   مهدی دیباج در روز ۲۴ ژوئن ۱۹۹۴، هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبا دشت کرج برای شرکت در جشن تولد دخترشان فرشته عازم منزل بود، توسط متعصبینی خدانشناس ربوده شد. آنها ایشان را با اتومبیل به جنگل‌های حومۀ تهران بردند و در کمال بی ‌رحمی با ضربات چاقو به ‌قتل رساندند.

   او همیشه در نهایت سادگی و قناعت زندگی می‌‌کرد و پیوسته خدا را به‌خاطر اینکه این افتخار را به او داده که در راه خداوند خود زحمت ببیند، شکر می‌‌کرد. آخرین موعظه‌ای نیز که چند روز قبل از شهادت‌شان در کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران ایراد کردند، در مورد شکرگزاری بود.